سلام بر همه، سلامی به گرمی آفتاب و به روشنی مهتاب
هییییییییییییییییییییی….
نمیتونم برم تو بیتکده… گفتم یه سری بیام اینجا یه پست توی گاه نوشته ها بدم (در حقیقت اولین پستم توی گاه نوشته ها)
والا اینم شده برای ما حکایتی… حداقل جاهای دیگه عزت و احترام داریم…
خوب البته کم ندیدم… کم نشنیدم…
جونم براتون بگه که کم کم دارم بیهوش میشم… دو روزه که اصلا نخوابیدم (داشتم روی دو پروژه بیت کار میکردم، روز اول پروژه اول، روز دوم به دستور یاشار پروژه اول لغو شد اومدم سراغ پروژه دوم) راستش تا حالا برای هیچکس و هیچکاری انقدر وقت نذاشته بودم… ولی کارا و ایده های یاشار انرژی میده… و خوب ارزش و احترام خاصی که برای یاشار قائل هستم هم پشتوانه کاره… و در مقابل این همه وقت و احترام… تا حالا به این حد کنف نشده بودم و تنزل پیدا نکرده بودم…
منت نمیذارم… هر کاری تا حالا کردم وظیفه بوده… اما به قول یاشار فحش خورش بودیم… خیلی جاها اینو دیدم… همیشه سعی کردم خودمو با کاربرا نزدیک نشون بدم… جوری رفتار نکنم یا پستی ننویسم که کسی احساس کنه من به واسطه مقامی که دارم میخوام بهش فخر بفروشم… حتی توی امضاهام مطلبی در باره مدیریت یا قوانین سایتها نمینویسم… تا جایی که تونستم به هر کسی که تونستم کمک کردم… مسئولیت خیلی از خراب کاری هارو هندل کردم… اما خوب دست آخر همه چیز میشکنه سر خودم… ناراحت نیستم… الانم همین روند رو ادامه میدم… همه جا… که باعث شده چندین بار از انجمن های مختلف اخراج بشم (با وجود ادمین بودن) یا خیلی که بهم احترام میذارن، بدون تغییر ظاهری، دسترسیمو کم میکنن. هر جا بیشترین وقت رو صرف کردم… کمتر نتیجه گرفتم… انگار این شیوه کنترلی (من بهش میگم کنترل از راه دور) همه جا مد شده.
بحث بیتکده نیستا… بد برداشت نشه… هر چند رویه نسبتا مشابهی اینجا هم حکم فرماست (همون شیوه مدیریتی خاص خودم، و همون برخورد از طرف ارشدها)
به قول یه دوست عزیز همه چی درست میشه… من آرزو میکنم که کار همه درست بشه… به خصوص اون دوست عزیز… که قلبا، هیچی جز سربلندیش نمیخوام
دنیای سایبری یه طرفه قضیه اس… آدم از دنیای واقعی بیشتر میسوزه… جایی که از بعضیا انتظارات متفاوتی داری، اما میبینی همون دوستان وقتی چهار نفر دیگه باهاشون باشه، به راحتی نادیده ات میگرن، انگار اصلا وجود نداشتی… هر کسی یه جایی… حرفای خصوصی… قرار کاری (که بعدش سر از فست فود یا باغ ارم یا …)
بگذریم… اینجا جاش نیست.
امشب در حین شام یه تبلیغ دیدم از ایران خودرو، پژو ۲۰۷i میزنن… بسی شاد شدم که باز یه ماشین جدید به لیست خودروهای ایرانی اضافه شد… ولی وقتی یاد بلایی که سر پژو ۴۰۵ یا ۲۰۶ آوردن افتادم… فکر کردم شاید بهتر بود تولید پیکان رو ادامه میدادن سراغ ماشینای دیگه نمیرفتن.
مدتی هست که داییم واردات ماشین داره، هر از گاهی ماشینای جدیدی که میاد رو یه دیدی میزنم… اونجاس که به اختلاف صنعت خودرو سازی در کشورهای مختلف جهان پی میبرم.
البته تا حد زیادی تفصیر خودمون هست… اگه ما انقدر تنبل نباشیم و به جای شعار دادن دست بکار بشیم شاید اوضاع بهتر بشه… یعنی حتما میشه.
خوب، دیگه برم یه فنجون قهوه بیارم و به کارم برسم (قهوه هم حکایتی داره، یه عده میگن تو بدن من به جای خون قهوه هست، البته گفتنی این که من کلا چای دوست ندارم، به جاش قهوه یوز میکنم)
“”در نهایت عذر خواهی میکنم اگر شیوه نگارش یا متن این گاه نوشته، یا یه جورایی درد دل، باب میل بعضی از خوانندگان نیست… منو ببخشید… و امیدوارم هر کجا که هستید… در لحظه لحظه زندگیتون، شادی و نشاط واقعی رو تجربه کنید”"
سجاد گاه نوشته ها (یادداشت)
آخرین نظرات